السيد الطباطبائي
525
نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )
4 - چرا در اين همه مباحث كه به محور جبر و اختيار ، قضا و قدر ، اراده خدا و اراده انسان ، است ، علامه طباطبائى مستقيماً هيچ بحثى از امر بين امرين ، نمى كند ؟ آيا نظر به اين كه رحمت خدا بر اعمال نيك مقدم است ، در اعمال نيك اشعرى باشيم ؟ و دربار اعمال بد ، خدا را دخيل ندانيم و معتزلى باشيم ؟ معناى امر بين امرين ، اين است ؟ حقيقت اين امر بين امرين چيست ؟ باز پاسخ اين مسئله را به كتاب « دو دست خدا « 1 » » ارجاع مى دهم . اين فرمايش علامه طباطبائى به ويژه واژ « افاضه » كه آورده ، بهانه به دست صدرويان ما مىدهد كه افاضه را به همان معنى اصطلاحى خودشان بگيرند ، زيرا مرشد شان ملاصدرا ، از محى الدين بن عربى ياد گرفته كه : « وجود خداوند در هم اشياء در سريان است » . و رساله « سريان الوجود » را در ارتباط با اين موضوع نوشته است . به نظرش رحمت خدا عين وجود خدا است و چون خداوند از وجود خودش به مخلوقات فيضان و سريان مىكند ، پس رحمت خدا همان وجود خداست كه مقدم بر اعمال انسان ها است . علامه در اين سخنش براى پيش گيرى از اين بهانه ، در متن سخنش يك نكته گذاشته است : نكته : او در ذيل حديث شماره 35 فرموده : رحمت صفت فعل است ، يعنى نه صفت ذات است و نه عين ذات . پس ربطى به فيضان اصطلاحى صدرويان ندارد . سريان الوجود و فيضان الوجود ، با هر توجيه و با هر تأويل و با هر تصور ذهنى ، لازم گرفته است كه ذات خدا ( نعوذ بالله ) متغيّر و متحرك باشد . و در مباحث گذشته به شرح رفت كه هر شيئ متغير و متحرك ، زمانمند است . زيرا :
--> ( 1 ) - سايت بينش نو www . binesheno . com